تبليغاتX
FriendsterGraphic.com

متولد بهار
 
تعريف خود آگاهي :

شناخت دقيق و درست از خود، به عبارتي ديگر، شناخت نگرش ها، آراء، عقايد، انديشه ها ، هيجانات ،
 
توانايي ها، مهارت ها و كاستي هاي خود است.

انواع آگاهي از خود :

1 – خود فيزيكي : به تصوري كه هر كس از ظاهر فيزيكي خود دارد گفته مي شود. آيا از مشخصه هاي
 
ظاهري خود راضي هستيم؟ يا احساس خوبي نداريم؟

مشخصه هاي ظاهري مانند (چهره، چاق و لاغر بودن، قد و تناسب اندام و ..)

2 – خود جنسي : تصور يا برداشتي است كه هر كس از هويت جنسي (مرد يا زن بودن) و تمايلات جنسي
 
خود دارد.

3 – خود اجتماعي : به تصوري كه فرد از جايگاه اجتماعي خود دارد اطلاق مي شود.

ديگران ما را چگونه مي بينند؟ چگونه در گروهها ظاهر مي شويم؟ چه نقش هايي بايد در اجتماع داشته
 
 باشيم ؟ پايگاه اجتماعي ما چگونه است؟ آيا كمرو و خجالتي يا فردي با نفوذ هستيم؟ ديگران با ما چگونه
 
هستند؟ ما با ديگران چگونه هستيم ؟ و آيا ...

4 – خود معنوي : تصور شخص از اعتقاداتش است كه معمولاً به زندگي و باورهاي مذهبي او معنا
 
مي بخشد. مثلاً آيا به نيروي ماوراي طبيعت اعتقاد داريم؟ آيا مذهبي هستيم ؟ آيا به زندگي پس از مرگ
 
معتقد هستيم ؟ آيا ...

5 – خود تاريك : جنبه خاصي از خود است كه در برگيرنده اسرار ماست. چون دوست نداريم فاش شود
 
 معمولاً انرژي زيادي براي نگهداريش مصرف مي كنيم.

6 – خود آرماني : آن بخشي از ماست كه مي خواهيم به آن برسيم. دائم در اين فكر هستيم كه چونگه به نظر
 
مي آييم؟ با نگاه به زندگي ديگران، خوامان را با آن ها مقايسه مي كنيم ، سپس در ذهن خويش تصويري از
 
خود مي سازيم كه دوست داريم آن باشيم، به آن خود آرماني مي گويند.

7 – خود واقعي : دروني ترين بخش وجود ماست كه آن را به خوبي مي شناسيم ولي افراد محدودي از آن آگاه
 
هستند. ممكن است آن را از ديگران پنهان كنيم، چون نگرانيم از اين كه اگر ديگران خود واقعي ما را بشناسند،
 
ممكن است علاقه شان را به ما از دست بدهند.

ويژگي هاي افراد خود آگاه :

- براي خود ارزش قائل هستند.

- از روحيه ي انتقاد پذيري برخوردارند.

- به ارزش ها و اعتقاداتشان آگاهي كامل دارند و از آن دفاع مي كنند.

- احساس خشنودي و رضايت خاطر زيادي دارند.

- در مقابل فشار و ضربه هاي رواني و اجتماعي مقاومت بيشتري را از خود نشان مي دهند.

- به دنبال سرزنش و يا تحقير ديگران نيستند، بلكه با ديگران در كمال احترام برخورد مي كنند.

- اغلب از انديشه ي مثبت نگري برخوردارند.

- روحيه همكاري و مشاركت بالاتري دارند.

- از مشورت با افراد متخصص استقبال مي كنند.

تمرين هاي كسب خودآگاهي :

1 – فرصتي فراهم كنيم و سري به خودمان بزنيم و از خود سؤال كنيم كه «من كيستم؟»

2 – با اتكاء به خداوند بزرگ و پي بردن به قدرت لايزال الهي كه منبع عظيم انرژي دروني است، خود را
 
تقويت نماييم.

3 – به اين باور برسيم كه در جهان هستي وجودي منحصر به فرد هستيم و توانايي هايي داريم كه ديگران
 
 فاقد آنند.

4 – بدانيم انسانيت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آن ها را كشف كرده و در رفتارهايمان به كار گيريم.

5 – سعي كنيم از خود تصويري مثبت، تصوير انساني موفق و توانا داشته باشيم.

6 – گاهي اوقات در تنهايي، با خود خلوت كرده و به رفتار و عملكردهاي خود بيشتر بيانديشيم.

7 – مهمترين عامل موفقيت و شادكامي در زندگي، اعتقادي است كه به خويشتن خويش داريم، سعي كنيم آن
 
را كشف كنيم.

8 – انسان ها همان گونه كه مي انديشند، زندگي مي كنند، پس مثبت بيانديشيم.

9 – عواملي كه موجب نگراني و اضطراب در ما مي شود را شناسايي كنيم و با اولويت بندي در رفع آن ها
 
اقدام نماييم.

10 – شناخت علايق و تمايلات مي تواند شوق به زندگي را در ما تزريق كند. براي شناخت آن ها در وجود
 
خود تلاشي نماييم.

11 – نقايص و معايب رفتاري، احساسي و عاطفي خود را شناسايي كنيم و در جهت رفع آن ها اقدام نماييم.

12 – مراقب باشيم ! اگر نقاط قوت ما با غرور همراه باشد، جزيي از ضعف ما به شمار مي رود.

13 – موانعي را كه در كمين است تا نگذارد به شخصيت اصلي خود دسترسي پيدا كنيم را بنويسيم و راه هاي
 
مقابله با آن را از منابع مختلف كشف كنيم.

14 – از تعلقات و هر چيزي كه ما را غمگين مي كند رها شويم

15 – هر روز در بهترين اوقات خود و در لحظاتي خاص در خلوت، با خدا گفت و گو كنيم و از او بخواهيم
 
 تا قدرت دروني ما را افزايش دهد و بدانيم كه خواسته هاي ما از خداوند مانند يك ليوان آب از يك اقيانوس
 
است.
16 – عشق ورزيدن را در خود توسعه دهيم و از دشمني و تنفر كه زيبايي ها را زشت و كدر مي كند و
 
 انرژي دروني انسان را كاهش مي دهد، بپرهيزيم.

تمرين كنيم هر روز يكي از كينه هايي را كه در دل داريم فراموش كنيم.

17 – گاهي با پناه بردن به سكوت مي توانيم نداهاي دروني خويشتن را بهتر بشنويم و به آگاهي عميق تر
 
 نسبت به خود دست يابيم.

18 – بعضي از باورهاي غلط كه از قبل در ذهن ما خانه كرده موجب مي شود كه شناخت حقيقي از خود
 
نداشته باشيم. چه خوب است كه گاهي با خانه تكاني ذهني بتوانيم صندوقچه ي ذهن خود را از باورهاي
 
غلط قديمي خالي كنيم و فضا را براي ايجاد آرامش و خودشناسي در وجودمان باز كنيم.

19 – پناه بردن به دامن طبيعت مي تواند به كسب خودآگاهي عميق تر كمك كند. پس گاهي به كوه و بيابان
 
سربزنيم، در جنگل يا ساحل دريا قدم بزنيم، در جنگل يا ساحل دريا قدم بزنيم، در هواي آزاد كوهستان به
 
 آسمان و ستارگان بنگريم تا به عظمت آن ها در وجود خويش بيشتر پي ببريم.

20 – فرض كنيم فقط يك سال ديگر فرصت زندگي داريم. چه كارهايي را انجام خواهيم داد؟ چرا از هم اكنون
 
انجام ندهيم؟

21- خيلي روشن به اين سؤال پاسخ دهيم (به طوري كه يك موجود غيرزميني بتواند پاسخ ما را درك كند)

براي چه در اين دنيا هستيم و هدف و مقصود ما از زندگي چيست؟

22 – تصميم هاي مهم زندگي خود را بنويسيم و پاسخ دهيم كه مركز تصميم گيري ما جسممان است يا قلبمان
 
يا ذهنمان ؟

اگر مركز تصميم گيري جسم باشد، فردي مقتدر و مسالمت جو هستيم. اگر مركز تصميم گيري قلب باشد،
 
 فردي دوست داشتني، اهل عمل و مبتكر هستيم.

اگر مركز تصميم گيري قلب باشد، فردي دوست داشتني ، اهل عمل و مبتكر هستيم.

اگر مركز تصميم گيري ذهن باشد، فردي دانا، صادق، وفادار، با نشاط و مسرور هستيم.

23 – با مصاحبه با افراد نزديك فهرستي از نقاط مثبت خود را به دست آوريم.
 
 
+ نوشته شده در 86/07/09ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/07/08ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
+ نوشته شده در 86/07/08ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط همراز |

 

روزی به خانه دوستی رفتم . او برایم فالوده آورد به او گفتم : این فالوده عالمان است .

دوست داری فالوده عارفان رار به تو یاد دهم ؟ دوستم گفت : آری !

گفتم : عسل صفا شکر وفا روغن رضا نشاسته یقین را در دیگ تقوا بریز

 آب خوف برآن بیفزا با کفگیر عصمت مخلوط کن و بر آتش محبت بپز

 آنگاه در ظرف فکرت بریز و بابادبزن حمد خنک کن و با قاشق استغفار بخور !

 

+ نوشته شده در 86/07/02ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط همراز |

 

خدایا :

همواره تو را سپاس می گذارم که هرچه در راه تو و در راه پیام تو پیشترمی روم

 و بیشتر رنج می برم آنها که باید مرا بنوازند می زنند

آنها که باید همگامم باشند سدراهم می شوند

آنها که باید حق شناسی کنند حق کشی می کنند

آنها که باید دستم را بفشارند سیلی می زنند

تا در راه تو از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم نومید شوم چشم ببندم رانده شوم

تا تنها امیدم تو شود چشم انتظارم تنها به روی تو بازماند 

تنها از تو یاری طلبم تنها از تو پاداش گیرم

و در حسابی که با تو دارم شریکی دیگر نباشد

تا تکلیفم با تو روشن شود تا تکلیفم با خودم معلوم گردد

تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اگر اندکی چشید هیچ قندی در کامش شیرین نیست بچشم

دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در 86/07/02ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط همراز |

 

خداوندا به من آرامشی عطا فرما تا آنچه را که توان تغییر دادنش را ندارم بپذیرم .

خداوندا به من شجاعتی بده تا آنچه را می توانم تغییر دهم .

خداوندا به من درایتی عطا فرما تا تفاوت این دو را از هم تمییز دهم.

آمین

 

+ نوشته شده در 86/07/02ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط همراز |

 

 

به بالهايي نيازمنديم‌،

بالهاي عشق و نه بالهاي عقل‌.

عقل به پايين مي‌كشدت‌.

قائم به قانون جاذبه است‌.

عشق سوي ستارگان مي‌بردت‌.

عرفان را در تو جاري مي‌سازد و

آنگاه مي‌يابي آنچه را كه ارزش يافتن داشته است‌

 

+ نوشته شده در 86/04/30ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط همراز |

 

هر چه روح به خدا نزديکتر باشد، آشفتگي اش کمتر است،

زيرا نزديک ترين نقطه به مرکز دايره، کمترين تکان را دارد.

+ نوشته شده در 86/04/27ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
میگردیم و میگردیم

اما تنها نیرو و فرصت خود را هدر میدهیم

او که روشن و نورانی میکند همین جاست همراه تو

و تو از حقیقت میگریزی زیرا

" خودت " در میانی
 
 
+ نوشته شده در 86/04/26ساعت 9:44 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 

كه ام ! چه ام !

فقط دلم ، همين وبس

دلي كه مي تپد فقط براي تو

كه اي ! چه اي !

تو عود من تو چنگ من

چه گرم و دلنشين بود صداي تو

تو آفتاب خانه دل مني

ستارگان بخت من فداي تو

اگرچه همچو باد بازيم دهي

چو برگ بوسه مي زنم به پاي تو

خدا كند كه مرگ وقت آمدن

مرا به كام در كشد بجاي تو ...

 

 

+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط همراز |

 

 

 

تو ای شراب شعرهای من            تو ای گل خیال من امید من

 

تو ای نشسته در دلم چو آرزو          برای من بگوبگو قسم بخور

 

به مهر و ماه ... به لاله ها ... به یادها ... به اشکها ... به آه ها...

 

به آنکه دوست داریش ...

 

بگو به من که ترک من نمی کنی

 

بگو که این دل مرا      دل به خون کشیده را     دل وفاندیده را 

 

اسیر غم نمی کنی

 

بگو به من مرا رها نمی کنی ...

 

... ٪ بگو کبوتر دلم ٪ ...

 
+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط همراز |

 
 

 
 
+ نوشته شده در 86/04/08ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط همراز |

 
  
 

کوچه پر از حسرت ديوانه گـيست*خــانــه تـهـي از نـفـس زنـدگـيست


بـي تـو دلـم نـيمه شـبي سوي دشت*پـر زد و آواره شـد و بــر نگـشت


لـــذ ت بــيـداري يــلـدا تـــويـي*تــازه تــريـن رکــن تــمـنـا تــويـي


چــشــم تــو آغــاز پـــريــشـانـي ام*هــجــرت تـــو عــلــت ويــرانـي ام

 

 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:42 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 

                 

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي

دل زتنهايي به جان آمد خدا را همدمي

چشم آسايش كه دارد از سپهر تيزرو

ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي

زيركي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت

صعب روزي بوالعجب كاري ، پريشان عالمي

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه تركان فارغست از حال ما ، كو رستمي ؟

در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست

ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي

اهل كام و ناز را در كوي رندي راه نيست

رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي

آدمي در عالم خاكي نمي آيد بدست

عالمي ديگر ببايد ساخت وزنو آدمـــــــــي

خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم

كز نسيمش بوي جوي موليان آيدهمي

گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق ؟

 

 

 
 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط همراز |

 

 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط همراز |

 

 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/27ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 

خودت گفتی بخوان


می خوانمت، اینک مرا دریاب


به چشمانی که می جوید تو را، نوری عنایت کن


و خالی دو دست کوچکم را


هدیه ای اینک عطا فرما


خودت گفتی، کسی را دست خالی برنگردانید


کنون ای اولین و آخرینم


بارالها، راست می گویم


دگر من با خدایم، آشتی هستم


ببخشا آن گناهانی که دور از چشم مردم،


در حضورت مرتکب گشتم


گناهانی که نعمت های پاکت را، مبدل کرد


خداوندا، ببخشا آن گناهانی که باعث شد، دعایم بی اثر گردد


گناهانی که امید مرا از تو، پریشان کرد

خدایا پیش آنان که می گویند، من را تو نمی بخشی


تو رسوایم مکن


من گفته ام من مهربان پروردگار قادری دارم


که، می بخشد مرا


آیا به جز این است؟


خدایا، بین من با آنکه نامت را نمی خواند


فرقی نیست؟


اگر من را به عدلت، در میان آتش اندازی


میان آتش، من باز می گویم


هلا ای مردمان،


من مهربان پروردگار قادری دارم


که او را دوست می دارم


چه پیوندی میان آتش و قلبی که مهر تو در آن پیداست؟


و گیرم صبر بر آتش


ولیکن صبر بر دوری تو، هرگز

خدایا خوب می دانم، مرا تنها نمی خواهی


خدایا راست می گویی


غریب این زمین خاکی ات


جز تو که را دارد؟

مرا مهمان دنیای خودت کردی


کریما تو پذیرایی از مهمان خود را، خوب می دانی


تو صاحبخانه ی خوبم


تو ظرف خالی مهمان خود را دوست می داری؟

 

 

+ نوشته شده در 86/03/24ساعت 8:21 بعد از ظهر توسط همراز |

 

خداوندا، مرا جز تو خدایی نیست


و می دانم تو نومیدی ما امیدواران خودت را، بر نمی تابی


اگر برگردم از تو با دستان خالی


منکرانت شاد می گردند


خداوندا، شهادت می دهم، هستی


شهادت می دهم، من مهربان پروردگار عادلی دارم


شهادت می دهم، من مهربان قلبی زروح پاک او دارم


شهادت می دهم، من قطره ای از روح اویم


گر چه گاهی خود نمی دانم


شهادت می دهم من قلب پاکی را برای مهرورزی دارم اما


خوب چه باک از آنکه گاهی هم، بگیرد او


گواهی می دهم من جلوه ای از ذات پاک کبریا هستم


و من هستم، که او می خواست من باشم


و می خواهم که من آن گونه ای باشم، که می خواهد


بیا ای مهربان همراه خوب مهر آیینم


بخوان با من


بخوان، زیرا اگر با هم بخوانیمش


جواب هر دومان را زود خواهد داد



خداوندا، تو را من دوست می دارم


و می دانم تو نور آسمان ها و زمین


هر لحظه با من از خودم نزدیک تر هستی


تو گرمای محبت را، عنایت کن


زمینی بنده ام اما، یقینی آسمانی را، عطایم کن


خدایا مزه زیبای بخشش را به کام قلب ما، بنشان


تو لبخند رضایت را عطامان کن


خدایا، قلب مارا


منزل پاک خودت را از حسادت ها رهایی ده


خدایا قدرتم ده تا ببخشم آن که من را سخت آزرده ست


خدایا، من چه می گویم


چنانم کن، که می خواهی


مرا آن کن، که می دانی

 

 

آنچه كه هستيم هديه خداوند است به ما و آنچه كه مي شويم هديه ما است به خداوند پس سعي كنيم بي نظير باشيم

 

 

 

+ نوشته شده در 86/03/24ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 
 
 
+ نوشته شده در 86/03/23ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط همراز |

 
 

 
 
+ نوشته شده در 86/03/23ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط همراز |